بایگانی نویسنده: آیدا-پیاده

به درد نبودن می‌خوردم

همه این سالها می‌خواستم از اولین همکارم بنویسم ولی اسمش یادم نمی‌اومد تا اونروز که سر خیابان یکی دیگه از همکارهام رو دیدم و بدون اینکه من سوال کنم گفت که از برایان خبر داره و خوبه. برایان؟ چطور ممکنه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | ۴ دیدگاه

#درانتظارقطاربعدی

تا داد نزده بود bitch تو فکر میکنی کی هستی, فکر میکنی از من بهتری؟ متوجه حضورش نشده بودم. داد که زد اول فکر نکردم مخاطب کلمه سلیطه منم ولی اون برای اینکه مطمئن بشم سلیطه کیه در فریاد بعدیش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | ۶ دیدگاه