<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای پیاده رو</title>
	<atom:link href="http://piaderou.com/?feed=comments-rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://piaderou.com</link>
	<description>من, تمرین نوشتن می کنم.</description>
	<lastBuildDate>Sun, 05 Sep 2010 04:21:09 -0700</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای این دانش گرانقیت با زی زی</title>
		<link>http://piaderou.com/?p=326&#038;cpage=1#comment-36041</link>
		<dc:creator>زی زی</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://piaderou.com/?p=326#comment-36041</guid>
		<description>من الان راه م توی دادگاههای ایرانه بچه ها
بخدا راحت نیست
نمیشه مادر بچه شو ول کنه واسه اینکه تحقیر میشه ..نمی دونید تو دادگاهها چه خبره 
من نمی دونستم اگه مردی زنش رو بزنه می تونه حضانت بچه ها رو بگیره ..اما چند روزه فهمیدم کسی که دست بزن داره فقط نامه ی پزشکی قانونیش مثلا اگه زنش رو زده فقط در مورد زنش اعمال میشه .. یعنی زنش رو زده بچه هاش رو که نزده پس حضانت با پدر هست ..خب پدره الان زن رو می زنه پس فردا دخترش رو و پس اون فردا پسرش رو می زنه 
روانی گری که شاخ و دم نداره که 
من اینقد توی این دادگاهها زن هایی رو میبینم که بچه ی قنداقی یا 12 ماهه رو ول می کنن میرن 
آخه به قیمت هرچی هم باید نگاه کرد دیگه 
ترو خدا دوستمون رو قضاوت نکنید اگه شراب 8 دلاری اینه که یه زن بخاطر این که بچه اش تو لجن بیشتر نره فداکاری کنه خب بکنه 
پس فرق ما با مردها چیه 
جامعه مون که به اندازه ی یه دنیا وحشی هست</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من الان راه م توی دادگاههای ایرانه بچه ها<br />
بخدا راحت نیست<br />
نمیشه مادر بچه شو ول کنه واسه اینکه تحقیر میشه ..نمی دونید تو دادگاهها چه خبره<br />
من نمی دونستم اگه مردی زنش رو بزنه می تونه حضانت بچه ها رو بگیره ..اما چند روزه فهمیدم کسی که دست بزن داره فقط نامه ی پزشکی قانونیش مثلا اگه زنش رو زده فقط در مورد زنش اعمال میشه .. یعنی زنش رو زده بچه هاش رو که نزده پس حضانت با پدر هست ..خب پدره الان زن رو می زنه پس فردا دخترش رو و پس اون فردا پسرش رو می زنه<br />
روانی گری که شاخ و دم نداره که<br />
من اینقد توی این دادگاهها زن هایی رو میبینم که بچه ی قنداقی یا ۱۲ ماهه رو ول می کنن میرن<br />
آخه به قیمت هرچی هم باید نگاه کرد دیگه<br />
ترو خدا دوستمون رو قضاوت نکنید اگه شراب ۸ دلاری اینه که یه زن بخاطر این که بچه اش تو لجن بیشتر نره فداکاری کنه خب بکنه<br />
پس فرق ما با مردها چیه<br />
جامعه مون که به اندازه ی یه دنیا وحشی هست</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای این دانش گرانقیت با امینه</title>
		<link>http://piaderou.com/?p=326&#038;cpage=1#comment-36035</link>
		<dc:creator>امینه</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://piaderou.com/?p=326#comment-36035</guid>
		<description>برا شراب بهت بگم بیا شهر ما که خیلی هم ازتون دور نیست ( مونترال ). میگن اینجا قیمتهاش بهتره و تو فروشگاه محله هم میتونی شراب بخری ، لازم نیست بری ساک. تازه محله سرخ پوستها که نگو .... دوم اینکه براش بنویس به نظرم. فکر می کنی تحقیر شدن ، شراب 8 دلاریه واقعا؟ از زهرمار هم بدتره.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>برا شراب بهت بگم بیا شهر ما که خیلی هم ازتون دور نیست ( مونترال ). میگن اینجا قیمتهاش بهتره و تو فروشگاه محله هم میتونی شراب بخری ، لازم نیست بری ساک. تازه محله سرخ پوستها که نگو &#8230;. دوم اینکه براش بنویس به نظرم. فکر می کنی تحقیر شدن ، شراب ۸ دلاریه واقعا؟ از زهرمار هم بدتره.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای این دانش گرانقیت با راهی به رهایی(نوا بامدادی)</title>
		<link>http://piaderou.com/?p=326&#038;cpage=1#comment-36020</link>
		<dc:creator>راهی به رهایی(نوا بامدادی)</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://piaderou.com/?p=326#comment-36020</guid>
		<description>گاهی  برای  بیداری  باید گذاشت  یک خواب سیر بزند . چه میشود کرد  گاهی  ارزان  گاهی  گران  هوشیاری نصیب میشود . 
راستی  جواب  کامنت های  بسیار دل نشین است . همین</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گاهی  برای  بیداری  باید گذاشت  یک خواب سیر بزند . چه میشود کرد  گاهی  ارزان  گاهی  گران  هوشیاری نصیب میشود .<br />
راستی  جواب  کامنت های  بسیار دل نشین است . همین</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای این دانش گرانقیت با یه آدم معمولی</title>
		<link>http://piaderou.com/?p=326&#038;cpage=1#comment-36013</link>
		<dc:creator>یه آدم معمولی</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://piaderou.com/?p=326#comment-36013</guid>
		<description>بسیار محضوض شدیم از خواندن نگاه زیبایتان</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بسیار محضوض شدیم از خواندن نگاه زیبایتان</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای این دانش گرانقیت با پوپک</title>
		<link>http://piaderou.com/?p=326&#038;cpage=1#comment-36001</link>
		<dc:creator>پوپک</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://piaderou.com/?p=326#comment-36001</guid>
		<description>منم عزیز! الان سنی از من گذشته ولی سی و اندی سال پیش در خانواده‌ای مثل خانواده‌ی شما زندگی می‌کردم. تا بیست سال بعد که مادر و پدرم از هم جدا شدند و گمان کردیم آن زجر هر روزه تمام شده. (خنده‌دار این‌که پدر بیمارم، مادر صبور و خانواده‌دوستم را طلاق داد و با زنی جوان‌تر ازدواج کرد!) ولی تمام نشده بود! هیچ‌وقت هم تمام نمی‌شود چون درد کتک‌خوردن مادر و تحقیر او همیشه با من ماند. جوری ماند که نتوانستم با دل قرص عاشق بشوم. نخواستم بچه داشته باشم. نتوانستم زندگی خوبی برای خودم و مردی که انتخابش کرده بودم، بسازم. نه. قضاوتت نمی‌کنم. فقط دلم نیامد آینده‌ی آن کودک الان معصوم و پر از عقده‌ی آینده را باز نگه دارم توی دلم! خواستم دردل کنم. همین.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>منم عزیز! الان سنی از من گذشته ولی سی و اندی سال پیش در خانواده‌ای مثل خانواده‌ی شما زندگی می‌کردم. تا بیست سال بعد که مادر و پدرم از هم جدا شدند و گمان کردیم آن زجر هر روزه تمام شده. (خنده‌دار این‌که پدر بیمارم، مادر صبور و خانواده‌دوستم را طلاق داد و با زنی جوان‌تر ازدواج کرد!) ولی تمام نشده بود! هیچ‌وقت هم تمام نمی‌شود چون درد کتک‌خوردن مادر و تحقیر او همیشه با من ماند. جوری ماند که نتوانستم با دل قرص عاشق بشوم. نخواستم بچه داشته باشم. نتوانستم زندگی خوبی برای خودم و مردی که انتخابش کرده بودم، بسازم. نه. قضاوتت نمی‌کنم. فقط دلم نیامد آینده‌ی آن کودک الان معصوم و پر از عقده‌ی آینده را باز نگه دارم توی دلم! خواستم دردل کنم. همین.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای این دانش گرانقیت با یگانه</title>
		<link>http://piaderou.com/?p=326&#038;cpage=1#comment-35989</link>
		<dc:creator>یگانه</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://piaderou.com/?p=326#comment-35989</guid>
		<description>اگر این &quot; منم &quot; واقعا صاحب همان وبلاگ باشد چگونه حاضر می شود بجه اش در محیطی پر از رنج و کتک و تحقیر و زشتی و بی رحمتی بزرگ شود ؟ آن بچه با چه تصویری از پدر بزرگ خواهد شد و چه تصویری از زن - مادر خواهد داشت ؟ وای اگر پای زن دیگری هم در میان خانواده باز شود که به عینه دیده ام که نفرینی زمینی و آسمانی گریبان همه شان را خواهد گرفت .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اگر این &#8221; منم &#8221; واقعا صاحب همان وبلاگ باشد چگونه حاضر می شود بجه اش در محیطی پر از رنج و کتک و تحقیر و زشتی و بی رحمتی بزرگ شود ؟ آن بچه با چه تصویری از پدر بزرگ خواهد شد و چه تصویری از زن &#8211; مادر خواهد داشت ؟ وای اگر پای زن دیگری هم در میان خانواده باز شود که به عینه دیده ام که نفرینی زمینی و آسمانی گریبان همه شان را خواهد گرفت .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای این دانش گرانقیت با عرفانه</title>
		<link>http://piaderou.com/?p=326&#038;cpage=1#comment-35988</link>
		<dc:creator>عرفانه</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://piaderou.com/?p=326#comment-35988</guid>
		<description>از درد نوشتن کار هر کسی نیست. کتابتون ایرانم هست؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از درد نوشتن کار هر کسی نیست. کتابتون ایرانم هست؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای این دانش گرانقیت با نشمیل</title>
		<link>http://piaderou.com/?p=326&#038;cpage=1#comment-35983</link>
		<dc:creator>نشمیل</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://piaderou.com/?p=326#comment-35983</guid>
		<description>اگه جای شما بوده حتما می رفتم کلاس شراب شناسی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اگه جای شما بوده حتما می رفتم کلاس شراب شناسی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای اصلاحیه ماحدیانوپولو با نیلوفر</title>
		<link>http://piaderou.com/?p=321&#038;cpage=1#comment-35973</link>
		<dc:creator>نیلوفر</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://piaderou.com/?p=321#comment-35973</guid>
		<description>....)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>&#8230;.)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای این دانش گرانقیت با پارمیس</title>
		<link>http://piaderou.com/?p=326&#038;cpage=1#comment-35950</link>
		<dc:creator>پارمیس</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://piaderou.com/?p=326#comment-35950</guid>
		<description>ایدای عزیزم این بحثها در ایران مرد سالار روز به روز بیشتر میشه بخصوص از وقتی که این یارو امده خیلی بیشتر شده!خدا به زنهای ایران کمک کند!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ایدای عزیزم این بحثها در ایران مرد سالار روز به روز بیشتر میشه بخصوص از وقتی که این یارو امده خیلی بیشتر شده!خدا به زنهای ایران کمک کند!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
