بایگانی ماهیانه: آبان ۱۳۹۷

یک روز خوب

شان دماغش رو تا دم قوزش کرده تو پاکت قهوه و داره بو می‌کشه. شک ندارم نوک دماغش مثل همیشه مرطوب مایل به خیسه. با چشماش که از بالای پاکت بیرون مونده داره لذتی که از تنفس عطر قهوه می‌بره … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | ۳ دیدگاه

وقت مانده از سالاد

برام یک خودنویس و یک دفترچه کادو خریده. کادوی تولد چهل­ سالگی مادرش یا آیدا یا همین من. خودنویس از آن خودنویس­های ارزان است که همان ابتدا جوهر به دستم پس داد و چقدر قشنگ بود دیدن دست جوهری خودم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | ۴ دیدگاه