بایگانی ماهیانه: فروردین ۱۳۹۸

غازهای مهاجر برگشتند

گفت کلاس پنجمی‌ها رو می‌برند اردو سه روزه. سه روز می‌رن یکجایی که حق ندارن موبایل هم ببرند. معلم‌ها فقط به والدینشون خبر می‌دن که رسیدن و بعد سه روز و سه شب اونجان. گفتم چه عالی. گفت منم سال … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | ۷ دیدگاه

برش روسی

بوریس کلم‌ها رو ساطوری کرد و گفت اوایل واقعا به یک عده مشخص پول می دادند تا جاسوسی “ما” رو بکنند. از ما منظورش خودش بود,” آدمهای عادی”. گفت اوایل سرایدار ساختمانشان و دختر واحد نود و سه جاسوس بودند. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | ۳ دیدگاه