بایگانی ماهیانه: اردیبهشت ۱۳۹۸

یک روز آفتابی برای چتر

برای رابرت توضیح دادم که از صبح روز قبل دچار تشکیک شدم بابت چتر. با اینکه همه ‌چیزش شکل چتر خودم است. سیاه، کوتاه، دکمه‌ای، سرعت گشایش یکسان، حجم، ولی وقتی انگشتهایم را دور دسته اش می‌پیچم شست و اشاره‌ام روی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان | ۳ دیدگاه