پدرخاموش کردن چراغ ایران

مرحوم عمی جان شوهر یکی از اقوام مرحوم ما عاشق خاموش کردن لامپ بود, اضافی و غیر اضافی. ممکن بود سر مستراح نشسته باشی یکهو ببینی یکی چراغ رو خاموش کرد. وسط مهمانی میگفت شب بخیر من میرم بخوابم شما راحت باشید و موقع خروج از پذیرایی لوستر را خاموش میکرد و گاهی تازه عروس دامادهای فامیل که به عادت لامپ خاموش کردنش واقف نبودند مشکوک میشدند که منظور عمی جان از “راحت باشید” دقیقا چه جنس راحتی بوده است.  با لامپ تلویزیون هم همین حال بود. داشتی کارتون میدیدی که رد میشد و میپرسید؟ کانال یک رو نگاه میکنی یا کانال دو رو؟ میگفتی کانال یک, میگفت پس من کانال دو رو خاموش میکنم و طبعا چون تنها راه خاموش کردن یک کانال خاموش کردن تلویزیون است, کل مجموعه رو خاموش میکرد. من بچه بودم که فوت کرد و خاطراتم از عمی جان محدود است به پیرمردی چروکیده با ژاکتهای دست باف قهوه ای و موهای رنگ شده ایستاده کنار کلید برق. فکر نکنم حتی همسرش که فامیل مرحوم ما باشد و در جوار هم پنج بچه تولید مثل کرده بودند به اندازه کلیدهای برق از ایشون خاطره تماس داشته باشد. آنطور که پدرم و عموهایم میگفتند سنش هم خیلی بالا بود. آنقدر بالا که پشت قران نوشته نشده بود چون زمان تولد ایشان احتمالا قرآن هنوز نازل نشده بوده است. حالا نه انقدر ولی احتمالا کمی بزرگتر از ادیسون بود. برای همین است که گاهی فکر می کنم  بدون شک قبل از اینکه ادیسون لامپ را اختراع کند, عمی جان خاموش کردن لامپ را اختراع کرده است.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

5 پاسخ به پدرخاموش کردن چراغ ایران

  1. میثم می‌گوید:

    خیلی خوب بود. بسی نشاط برفت. مخصوصا قسمت تلویزیون. :))

  2. سعید می‌گوید:

    عاولی!

  3. ماری می‌گوید:

    طنزتون بسیار عالی هست
    من توییت های شما رو که میخوندم حدس زدم قلم بسیار خوبی دارید، و بعد مطالب اینجارو خوندم که دیدم کارتون بیسته 🙂

  4. ترانه می‌گوید:

    ها ها. خندیدم. پدر من هم دنبال لامپهای اضافی میگشت که خاموششون کنه البته به پیشرفتگی عمی جان.

  5. اریا می‌گوید:

    مسئله‌ای که بیشتر وقت‌ها در نوشتارت با آن مواجهه‌م عدم یک دستی زبان است. نوشته‌هایی قرص و محکم اما نابهنجار در موسیقی و هارمونی زبانی
    پر از رفت و آمدهای بی‌جا در معیار و محاوره…
    به احتمال زیاد باز می‌گردد به تصحیح نکردنت بعد از نوشتار… و بلافاصله بعد از نوشتن، منتشر کردن آن
    … با این همه از خواندت لذت می‌برم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *