نه.کرامت انسانی نود و سه سنت.

تمام آنچه که اگر در رابطه زناشویی سر یکی از طرفین رابطه بیاد زود دستش رو میگیریم و بهش میگیم اینکه همسرت هزینه زندگیت رو میده, اینکه دوستش داری و حتی اینکه بچه داری  اونقدر مهم نیست که از کرامت انسانیت بابتش بگذری, داره مو به مو سر یک کاری سرم می آد و چیکار میکنم براش؟ هیچ. کرامت انسانیم رو معامله کردم انگار. براش گریه میکنم, شبها دچار بیخوابی شدم, استرس مدام, کم توجهی به اطراف, نشانه های خفیف افسردگی ناشی از اضطراب و چه میکنم برای خودم. هیچ.

داشتم فکر میکردم آخرین بار کجا گذاشتم اینطورتحقیر بشم.  یادم نیومد. شاید دانشگاه از ترس انجمن اسلامی, شاید بالتیمور از ترس بی پناهی. چرا الان در چهل سالگی انقدر ترسوتر شدم. انقدر بی عرضه و چه خو گرفتم به این روضه خوندن برای خودم و گریه مستراحی و لرزش دست.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1 پاسخ به نه.کرامت انسانی نود و سه سنت.

  1. شبنم می‌گوید:

    در دهر هر آن که نیم نانی دارد
    وز بهر نشست آشیانی دارد
    نه خادم کس بود نه مخدوم کسی
    گو شاد بزی که خوش جهانی دارد
    خیام
    یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد
    از کوزه شکسته ای دمی آبی سرد
    مخدوم کم از خودی چرا باید بود
    یا خدمت چون خودی چرا باید کرد
    خیام
    همه ی آدم ها توی کار و زندگی شان گربه سیاه دارند. اصلا یکی از ملزومات زندگی شهری و نظام سرمایه داری همین است. فرقی هم نمی کند کجای هرم ایستاده باشی, از راس تا قاعده همه به این درد گرفتارند. ولی خیلی از آدم ها قدرت درک و فهم مساله را ندارند. چه معلوم, شاید برد با همین دسته باشد. بقول مولانا “استن این عالم ای جان غفلت است” آن عده قلیلی هم که شرایط را درک می کنند شهامت اعتراف به آن را حتی نزد خود ندارند. من برای راضی کردن یا بهتر بگویم گول زدن خودم, به بار حقارتی که دیگران می کشند نگاه می کنم و با خودم می گویم” از خودت پیش خودت بت ساختی می ترسی به این بت بی حرمتی بشه, مگه فرق تو با فلانی چیه؟”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *