درستایش تن

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : آیدا-پیاده

و ما عطر خاک باران خورده را در سینه مردان به ودیعه  قرار دادیم، تا شما برآن آرام گیرید.

باب اول-صِفرخواهش


سینه مرد عطر خودش را دارد. عطری جدا از آنچه در پاریس تولید می‌شود. عطری منحصر به مردان. هروقت ایستاده‌ام و به انتخاب یا تصادف  سرم روی سینه قرار میگیرد؛ یا قرار داده می‌شود؛ لذت می‌برم که قدم آنقدراست که معمولاصورتم درجناق غرق می‌شود. آیا مردان می‌دانند یا نه که این عطر حتی با عرق کردن از دست نمی‌رود. ربطی به حجم موی روی سینه‌شان ندارد.  با سایش صورت فوران می‌کند، و بوی خاک و شهوت می‌دهد. سینه  سفتی خوبی دارد. درحالت خوابیده همیشه می‌شود سر را رویش آنقدر جابه‌جا کرد که به نقطه سکون رسید. به نقطه آرامش.آنجا که صدای قلب و عطر سینه به تعادل می‌رسند.  بعد باید دست دراز کرد دست‌ مرد را کشید روی گردن.

درزندگی من  لحظاتی‌ست که آب به صورت که می‌زنم عطر خاک و شهوت پخش می‌شود درهوا و من لرزش خفیفی را در تمام تن‌م حس می‌کنم.

 

 

 

از تاثیرات کتاب “بی‌میلی” نوشته لیزا رابرتسن

 

 

۲۰ نظر

  1. loolivash گفته است :

    تا لحظه ی عزیز تو و من یکی شدن
    باقی نمانده فاصله ای جز دو پیرهن
    بگذار تا همیشه بماند دخیل وار
    این یادگار از من و تو بر ضریح تن…محمدعلی بهمنی
    بسیار شیوا و ملموس… با حسی دوگانه از خیال و خمیازه!
    روزی برای “نازنین” گفته بودم:
    نازنین؛
    عطر تنت مانده است بر تنم!
    من؛
    از تو رنگ گرفته ام
    با تو؛ در تنفس حیات
    لحظه به لحظه
    خاطرات معطر رنگین می تنم!
    رسوایم کرده ای…
    تو؛
    تمام منی
    و من؛
    از رنگ و بوی تو؛
    خویشتنم!

    مرداد ۲۳م, ۱۳۹۱ در ۱۲:۲۹ ق.ظ

  2. adams گفته است :

    ممنون به خاطر متن به این زیبایی.

    چقدر نا نیازمند این ادبیات زیبا هستیم و چقدر کم داریم از اونها

    مرداد ۲۳م, ۱۳۹۱ در ۱۲:۵۹ ق.ظ

  3. . گفته است :

    حالا اگه همینا رو ما می گفتیم ، فورن می گفتن اهه ، این آقایون چقد خودشونو تحویل میگیرن . ایییییش !!!

    مرداد ۲۳م, ۱۳۹۱ در ۴:۳۴ ق.ظ

  4. شهاب الدین گفته است :

    خیلی کوتاه و خوب و عالی و دقیق بود… خیلی دقیق…دقتی مثل نقطه‌ی تعادل عطر سینه و صدای قلب….بر تو از این آرامش ها بیشتر باد و نکته‌ای که برای من جالب بود این بود که در ابدیات و هنر بدن مرد کمتر دیده و نوشته شده است… چیزی که یک سالی هست ذهن مرا به خود درگیر کرده است..
    شاد باشیید و پر لذت

    مرداد ۲۳م, ۱۳۹۱ در ۴:۵۵ ق.ظ

  5. shadi گفته است :

    I hate men, good for thoes still in love …

    مرداد ۲۳م, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۲ ق.ظ

  6. عابر گفته است :

    ﻋﻄﺮﺧﺎﮎﺑﺎﺭﺍﻥﺧﻮﺭﺩﻩﺭﺍﺩﺭ
    ﺳﯿﻨﻪﻣﺮﺩﺍﻥﺑﻪﻭﺩﯾﻌﻪﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﯾﻢ،ﺗﺎ
    ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺁﻥ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﯿﺮﯾﺪ
    این جمله از کیه؟

    مرداد ۲۳م, ۱۳۹۱ در ۳:۵۰ ب.ظ

  7. منصوره گفته است :

    من عاشق این نوشته ات شدم . البته عاشق بیشترشان هستم در این چند سالی که مهاجرت کرده ام اما این یک چیزی بود در حد خدا .
    حالا هی دلم می خواهد بروم این را بگدارم روی صفحه فیس بوکم و هی قیافه دوستان مردم جلوی چشمم می آید که این را بخوانند و دیگر خدا بداند که چه فکر بکنند و هی یک چیری ته دلم می گوید گور بابای همه برو بذار
    این رو نوشتم که بگم خیلی باحالی و خیلی جربزت رو دوست دارم کلن

    مرداد ۲۴م, ۱۳۹۱ در ۲:۴۰ ق.ظ

  8. ناشناس گفته است :

    ترسیم چیزی که فقط میشه حس کرد
    خوب که نه، خیلی خوب

    مرداد ۲۴م, ۱۳۹۱ در ۱۲:۴۸ ب.ظ

  9. من گفته است :

    آیدای عزیز
    “سفر” به معنی بابی از کتاب با سین هست و نه اونجور که شما نوشتید با صاد. البته ممکنه منظورتون از نوشتن با صاد یه جور ایهام باشه که اون بحثش جداست.

    _______________________
    اون سفر نیست. صِفر است.

    مرداد ۲۵م, ۱۳۹۱ در ۸:۳۸ ب.ظ

  10. شبنم گفته است :

    توی این خراب شده هر مونثی را که دیده ام هدفش از دوستی و رابطه با مرد ، یا رفع نیاز مالی بوده یا کسب محبت و توجه عاطفی .
    اصلا باورم نمی شود که زنی بخواهد یک چنین تمایلاتی اصیل و حقیقی در زمینه سکس داشته باشد .
    هر چند این را هم می دانم که همین محیط لعنتی دخترانمان را این طور سردمزاج و بی رغبت بار می آورد .

    مرداد ۲۵م, ۱۳۹۱ در ۱۰:۵۱ ب.ظ

  11. Spiral Mind گفته است :

    آیدا…آیدا…آیدای پیاده رو…آیدای احدیانی …آیدا…

    مرداد ۲۷م, ۱۳۹۱ در ۱:۰۲ ق.ظ

  12. aquariusdelo گفته است :

    دختر حالی دادی با این پستت بهم سر شبی
    دمت گرم

    مرداد ۲۷م, ۱۳۹۱ در ۱۲:۳۶ ب.ظ

  13. علیرضا گفته است :

    فکر کنم درستش “سِفر خواهش” باشه. لغت نامه دهخدا:

    http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-d09913134e3a4c4ba14fe1bb6035fbec-fa.html

    مرداد ۲۷م, ۱۳۹۱ در ۱۱:۲۴ ب.ظ

  14. سینا گفته است :

    صفر نه، سِفر. (مگه مجبوری؟)

    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%81%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4

    ________________________
    آره مجبورم. دلم خواسته باکلمه بازی کنم. منظورم من صفرخواهش است. یعنی ابتدای خواهش. هیچ ربطی هم به اطلاعات خیلی دقیق شما از انجیل ندارد. از اجبار نوشتن بدتر گاهی اجبار تحمل آدمهای کم تربیت است

    مرداد ۲۸م, ۱۳۹۱ در ۶:۲۶ ق.ظ

  15. در سوک جوانی خسته ام از همه این سالهای جوانی از دست رفته ام و دلتنک همین ثانیه های باقی مانده,به استعاره فهمیدم و جه خوب فهمیدم که بزرک ترین سر گفته است :

    در سوک جوانی
    خسته ام از همه این سالهای جوانی از دست رفته ام و دلتنک همین ثانیه های باقی مانده,به استعاره فهمیدم و جه خوب فهمیدم که بزرک ترین سرمایه انسان بعد از محبت ومهر قلبی سلامتی است,
    که جسم و روح زخم خورده نسل ما محتاج همین حرف است وبس.
    مسکنی است برای فراموشی درد دیروز و قرص آرامش بخشی است برای خواب امشب.
    مرسی از متن بسیار زیبایت

    مرداد ۲۸م, ۱۳۹۱ در ۸:۴۰ ق.ظ

  16. در سوک جوانی خسته ام از همه این سالهای جوانی از دست رفته ام و دلتنک همین ثانیه های باقی مانده,به استعاره فهمیدم و جه خوب فهمیدم که بزرک ترین سر گفته است :

    در سوک جوانی
    خسته ام از همه این سالهای جوانی از دست رفته ام و دلتنک همین ثانیه های باقی مانده,به استعاره فهمیدم و جه خوب فهمیدم که بزرک ترین سرمایه انسان بعد از محبت ومهر قلبی سلامتی است,
    که جسم و روح زخم خورده نسل ما محتاج همین حرف است وبس.
    مسکنی است برای فراموشی درد دیروز و قرص آرامش بخشی است برای خواب امشب.
    مرسی از متن بسیار زیبایت

    مرداد ۲۸م, ۱۳۹۱ در ۸:۴۱ ق.ظ

  17. farnaz گفته است :

    “And We placed the scent of rained soil in men’s chest, so you rest on it.” — volume I, Ground zero of Lust

    Man’s chest has its very scent, different from what gets bottled in Paris, a very particular scent. When I stand next to the man with my face in line with the chest – with the collar bone, I get filled with joy that my short height places my face in the right place. Do men know how this scent doesn’t go away with sweating or perfume? It doesn’t have to do with their chest hair. With the face next to it, it smells like rained soil and lust. The chest has just the right firmness. When sleeping, you can move your head around on it until you find the perfect balance, reach the point of calm. It’s where the heart pulse and the chest scent reach an equilibrium.

    The are moments in my life when I splash some water on my face. It spreads the smell of rained soil and lust in the air and I feel a light shiver all over my body.

    * unrelated: petrichor is a greek-rooted word, and stands for the unique smell of rain on dry soil that only
    people who live(d) in mediterranean and generally hot countries know and cherish;

    ** unrelated: I need to make sure that my man understands what you’ve written here. So I desperately tried. I don’t think the translation is even remotely the same. But it was a fun exercise nonetheless.

    _____________________________

    I loved what you did Farnaz

    مرداد ۲۸م, ۱۳۹۱ در ۳:۲۸ ب.ظ

  18. مارگارت گفته است :

    نفس گیره……نفس گیر

    مرداد ۲۸م, ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۴ ب.ظ

  19. نهال گفته است :

    چه متن قشنگ و جسوری خانم.
    پیش خودمون بمونه اما موافقم. !!!
    اما نمی دونم چرا ، من ترجیح می دم مردی که گذارم به تنش می افته ، البته اگر پدرم و برادرم و داییمو … نباشه ، یعنی یک مرد که برای من مرد بودنش مهمه ، اون باشه که سرش رو می ذاره روی سینه (در آغوش ) من. اینو ترجیح می دم. دوست دارم من حمایت کنم. همون حس مادرانه همیشگی …

    مرداد ۳۰م, ۱۳۹۱ در ۹:۱۷ ق.ظ

  20. شاد لاو گفته است :

    سلام به انجمن پیر دختران

    مهر ۹م, ۱۳۹۱ در ۷:۴۹ ق.ظ

دیدگاهتان را بنویسید :