آدمی به اندازه من

نوشته شده در قسمت : دسته‌بندی نشده توسط : آیدا-پیاده

دستان ام مدام درگیر بغل کردن ” آدم کوچولو ” هستند. آدم کوچولو نیست که  به اصطلاح ” بغلی ” شده است ، من ام که معتاد شده ام به ” بغل کردن” . مگر چند بار برایم پیش می آید که آدمی دقیقا ، بی کم و کاست ، اندازه دستان من باشد . در دستانم احساس آرامش و امنیت کند. من بتوانم مرتب ببویم اش و اعتراض نکند. تازه اگر پیش هم بیاید مگر چقدر طول می کشد. چند ماه شاید. عجالتا دستانم را به آدم کوچولو اختصاص داده ام و گذاشته ام که زندگی با همه سرعتش از کنارم بگذرد. دستانم این روزها کاربرد بهتری دارند.

۳۵ نظر

  1. elham گفته است :

    are aziz jaan, ziad tool nemeekeshe. Halesho bebar.

    آذر ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۷:۵۲ ب.ظ

  2. Marjan گفته است :

    delam tang e adam koochooloom shod

    آذر ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۶ ب.ظ

  3. Montra گفته است :

    akhey, adam kuchuluye naz…

    آذر ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۴ ق.ظ

  4. شادی گفته است :

    akhe vase adam koochooloo ham jaei amn tar az dastaye shoma nist

    آذر ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۶:۲۵ ق.ظ

  5. یگانه گفته است :

    دستانتان متبرک می شوند و سالها بعد دلتان برای این دستها تنگ خواهد شد.

    آذر ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۳ ق.ظ

  6. مریم گفته است :

    اگه من از حسودی اینکه منم از این آدم کوچولو ها می خوام همین امشب که جمعه شب هم هست برم و کار دست خودم بدم تقصیر شماست ها!!!
    ضمنن اسم اون مجوعه را هم بذارید “پسری که از هزار خاله ی هلویس هلوتر است”

    آذر ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۸ ق.ظ

  7. بنفشه خاتون گفته است :

    خدا شما و “آدم کوچولو “را حفظ کند؛داشتیم این گوشه کنار ها پیش خودمان غرغر می کردیم که چرا نمی نویسد این آیدا خانوم !آمدی دلیلی آوردی و فخری فروختی که دهانمان که بسته شد هیچ دلمان هم راضی نباشد جز بغل کردن آن “آدم کوچولو” کار دیگری خدای نکرده انجام دهید!از طرف ما دستهای کوچک و روی ماهش را ببوسید :)

    آذر ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۷ ب.ظ

  8. عماد گفته است :

    خوش به حال آدم کوچولو. نیامده چه جایی برای خودش باز کرده!

    آذر ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۶ ب.ظ

  9. وحید گفته است :

    صادق هدایت در ترانه های عامیانه اش نقل می کند: «در مراسم سوگواری درکوه لیکویه زن هایی هستند که تصنیف های خیلی قدیمی را با آهنگ غمناکی به مناسبت مجلس عزا می خوانند و ندبه و مویه می کنند، این عمل را سو سیوش(سوگ سیاوش) می نامند.

    خانم احدیانی به کوب ما سری بزنید .

    آذر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۸ ق.ظ

  10. کیقباد گفته است :

    و دست راستتان هم زیر سر آنهایی که گر چه خود خواسته بودند صاحب بچه شوند اما روزی هزار بار غر زدند و نالیدند و غر میزنند و مینالند از بچه داری !
    و گر چه خود خواسته اند اما هر بار و با هر بغل کردن آن بچه ی خود خواسته ، از زمین و زمان شاکی بودند و طلبکار …
    هی میگویم اینهایی که خودشان خواسته اند تا گفته باشم وا مصیبتا اگر که ناخواسته بچه دار شده باشند و بچه نخواهند که در آن صورت حساب آن بچه ی بخت برگشته با کرام الکاتبین است اگر هوس بغل ! کند …
    خسته کننده است گاهی این بغل کردن ها اما بقول شما همیشه این موجودات اینقدر کوچولو و بغل کردنی نخواهند ماند

    آذر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۳:۱۷ ق.ظ

  11. آیدین احدیانی گفته است :

    خوش به حالتتتتتت

    آذر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۳:۳۲ ق.ظ

  12. لیلا گفته است :

    شاید برای شما که خارج از ایرانی کمتر پیش بیاید که یک ایل دور بچه جمع شوند و هر کدام به شکلی سعی کنند توجهش را جلب کنند و هرچه قسم بخوری که بچه در این سن متوجه این حرکت یا این اسباب بازی یا .. نمی شود اصرار داشته باشند که غیر از این است و بچه اصلا به عمع خانم علاقه دارد و چشم ازش بر نمیدارد و …. بعد بین این همه آدم نگاه بچه به تو بیافتد و دنبالت کند و برایت دست و پا بزند و تمام کاسه و کوزه آنها را جمع کند.
    البته من هم میدانم که قصه بوی شیر است و غریزه که فعلا تمام این نگاه مال من است. اما فعلا به همین دل خوشم دیگر…

    آذر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۳:۳۶ ق.ظ

  13. ممد گفته است :

    تبریک می گم…

    آذر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۷:۰۵ ق.ظ

  14. کیمیا گفته است :

    من یه آدم بزرگ را میشناسم که خیلی بغلیه!

    آذر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۹:۱۸ ق.ظ

  15. fafa گفته است :

    از این روزها به تمامی لذت ببر…دست‌هایت فرصت برای کارهای دیگر خواهند داشت

    آذر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۰ ب.ظ

  16. محمد مهدی گفته است :

    سلام
    می ترسم که این آدم کوچولو بزرگ بشه و عادت بغل کردن از سرش نیفته!
    زیاد بغلی اش نکنید!

    آذر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۰ ب.ظ

  17. محمد مهدی گفته است :

    آدم بزرگ هاآدم کوچولوها را بغل می گیرند.
    آدم کوچولوها بزرگ می شوند.
    آدم بزرگ هاآدم کوچولوها را بغل می گیرند.
    آدم کوچولوها بزرگ می شوند.
    آدم بزرگ هاآدم کوچولوها را بغل می گیرند.
    آدم کوچولوها بزرگ می شوند.

    آذر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۴ ب.ظ

  18. رها.آزاد گفته است :

    آیدا جان، امروز دستانت کاربرد بهتری دارند و بزودی فکر و قلب و روح و روانت جز این کاربردی نخواهند داشت.بهشت زیر پای مادران نیست، ما با مادر شدن زندگیمان را تبدیل به بهشت میکنیم.

    آذر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۵:۱۸ ق.ظ

  19. آیدا گفته است :

    و باز خوش به حالت

    آذر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۷:۰۷ ق.ظ

  20. یه مامانه دو باره از تورنتو گفته است :

    فکر نمی کنم در این لحظات هیچ کس به اندازه من این رو بفهمه
    باتمامه وجود شیرینیشو احساس می کنم
    چیرز

    آذر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۶:۰۷ ب.ظ

  21. مهرک گفته است :

    خودت تغییرات روحی تو میفهمی . ما که سه ساله میخونیمت میفهمیم چققققدر عوض شدی آیدا . بهت تبریک میگم .خیلی عوض شدی پوست انداختی . دستاشو از طرف ما ببوس …..

    آذر ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۴:۳۲ ق.ظ

  22. shiva گفته است :

    bah bah, che ba ehsas

    آذر ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۷:۱۰ ق.ظ

  23. baran گفته است :

    kheily jalebe.

    in hesat ra man dishab khab didam. many ke az madar shodam mitarsam , disahab ghargh lezat boodam.

    roozgarat shad
    dar kenare dastanat va adam koocoolooyat

    آذر ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱:۳۵ ب.ظ

  24. ممد گفته است :

    تو دیگه آدم نمیشی … بخداااا… درگیره یه کار همیشگی و با مدت زمان حداقل ۶۰سال شدی :)

    دی ۱م, ۱۳۸۸ در ۴:۱۶ ق.ظ

  25. solmaz گفته است :

    adam koochoolooha faghat koochoolooan vali kheili bozorgan , ! man taze umadam va aval aasheghe adam koochoolootoon shodam ke umadam!

    دی ۲م, ۱۳۸۸ در ۸:۰۵ ق.ظ

  26. فرزانه گفته است :

    salam.matalebe khobi minevisid.khoshhal misham be bloge man ye sari bezanid.
    http://khastanhayeman.blogspot.com

    دی ۲م, ۱۳۸۸ در ۸:۳۸ ق.ظ

  27. تبعیدنوشته های دانش آموز مهاجر به کانادا گفته است :

    با سلام
    وبلاگ خوبی دارین , حتما همین جوری ادامه بدین.
    در ضمن من شما رو لینک کردم . لطف میکنید اگه من رو با نام “نوشته های دانش آموز مهاجر به کانادا” لینک کنید.
    http://www.tabidneveshte.blogspot.com
    با تشکر
    در پناه حق

    دی ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۳ ق.ظ

  28. هوس مبهم گفته است :

    زودتر این کار ها رو بکن که چون احتمال داره که بزرگ بشه

    دی ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۷ ق.ظ

  29. محمد تاج احمدی گفته است :

    دومین شمارۀ «آوانگارد» منتشر شد. در این شماره مطالب و نوشتارهایی در حوزه های تاریخ و اندیشه و نیز ادبیات ، به همراه پرونده ای که درباب تجدد ادبی و شرح گفتمان های رایج و غالب دوران پسا مشروطه در زبان و ادبیات فارسی تشکیل شده است.

    اسامی برخی از نگارندگان این شماره بدین شرح است:

    دکر عبدالحسین زرین کوب

    دکتر غلامحسین یوسفی

    دکتر پرویز ناتل خانلری

    دکتر سعید نفیسی

    دکتر یعقوب آژند

    علامه وحید دستگردی

    گابریل مارسل

    و….

    دی ۲م, ۱۳۸۸ در ۴:۴۸ ب.ظ

  30. خاطرات زندگیم در هلند گفته است :

    خوش به حالت، چقدر دلم مادر شدن خواست

    دی ۴م, ۱۳۸۸ در ۲:۲۹ ق.ظ

  31. Tahereh گفته است :

    You write really beautifull, I enjoy so much

    دی ۵م, ۱۳۸۸ در ۱:۰۶ ب.ظ

  32. taaoun گفته است :

    az koja kharideii haj khanoom jan?
    bebekhashid.type farsie in moshkel peyda karde!

    دی ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۶ ق.ظ

  33. ناشناس گفته است :

    khosh behaletttttttt

    بهمن ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۴ ق.ظ

  34. فروزان گفته است :

    سلام پس از ماه ها و برای من سااااااالها که از تو و وبلاگت دور بودم و در انتظار خواندن شهر باریکت
    ….هنوز ۲ هفته به کنکور مونده،اما من چند وقتیه که همون تق و لق خوندنو هم گذاشتم کنار(به توصیه مامانم:D)
    مبارکه تولد شازده کوچولوتون…
    خوش حالم که خوشحالی
    نمیتونم درکت کنم اما میدونم حس فوق العاده ایه که نینی خودتو که بخشی از وجودته در آغوش بگیری و ببویی و ….
    خوش و خرم باشید

    بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۹ ب.ظ

  35. فروزان گفته است :

    دارم کتابتو دانلود میکنم با این سرعت افتضاح اینترنت(حتی adsl)
    نمیدونم اول پستهای نخونده رو بخونم یا شهر باریکو!!!!
    سرشارم از عطش خواندن حرفهای تو

    بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۹ ب.ظ

دیدگاهتان را بنویسید :