آرشیو برای ماه : June, 2012

دهگان

نوشته شده در قسمت : Uncategorized توسط : piaderou

تا ده را بلده بشمره. بیشترش را نه بلده نه اصلا قراره تو این سن بلد باشه. ولی چون نباید کم بیاره از پله/گام/انگور ده به بعد یک صدایی از خودش در می اره مشابه این

 

ااا- ده

ااا- ده

آآ-ده

ده

 

گرفته از یازده به بعد من ده ده می کنم ولی اولش را نگرفته.

صرفه‌جویی در مصرف آب

نوشته شده در قسمت : Uncategorized توسط : piaderou

کتاب آموزش خودکفایی نسبی در حمام کردن را باهم ورق می‌زنیم

ازش می‌پرسم کی به کی یک بچه می‌ره حمام. ؟ (‌توقع دارم که بگه هرشب)

جواب می ده :‌بوی بد که بده

 

 

 

 

داستان‌گوی کوچک

نوشته شده در قسمت : Uncategorized توسط : piaderou

ده دقیقه پیش اولین داستان را از سرتاته برای من تعریف کرد. کتاب هانسل و گرتل را دست گرفت و از سرتاته با کمی دخل و تصرف و با محدود‌ترین دایره لغات برایم روایت کرد. برای یک داستان‌گو هیچ‌چیز به اندازه این جالب نیست که کسی با چشمان خودش برای‌ش داستان بخواند

دخل و تصرف ها :‌هیچوقت با “‌آشغال ریختن”‌هانسل روی زمین کنار نیامد. در روایت خودش بعد از حبس شدن بچه‌ها توسط پیرزن بدجنس گفت “‌باباشون زنگ زد پلیس اومدن نجاتشون دادن”

ضمنا گول خوردن را گفت. پیرزن گول بهشون داد. ( گول و قول را هم یک جور تلفظ می کند. نمی دانم می داند قول با گول فرق دارد یا نه)