مرگ = خرابی

نوشته شده در قسمت : Uncategorized توسط : piaderou

برای عید دوتا ماهی خریدیم. اول قرار بود یکی بخریم. گفتیم اسم ماهی را چه می‌گذاری گفت : یوتیوب
رفتیم مغازه گفتند دوتا ماهی باهم می فروشند و لاغیر. تک فروشی ندارند! یوتیوب و بی‌نام را آودیم خانه. در راه ایلیا به یوتیوب همه جاذبه ‌های توریستی شهر را نشان داد. مثلا می‌گفت. یوتیوب کارواش. یوتیوب بنزین. گوش کن ناقوس!

وقتی رسیدیم خانه نظرش عوض شد و اسم ماهی‌ها را گذاشت مامان و شلوز (‌شلوز تلفظ ایلیا از نام پدرش است) یک روز یکی از ماهی‌ها مرد . من رفتم گوگل کنم که مرگ را چگونه به بچه توضیح بدهم که دیدم خودش زل زده است به تنگ . و بعد از چند ثانیه خیلی خونسرد گفت : مامان خِرابه!

 

همانفدر که برای اسباب بازیهای خرابش ناراحت می شود برای مامان خراب هم ناراحت شد. من به هرحال خیلی مصمم و متعهد مرگ را برایش توضیح دادم ولی او کماکان اصرار دارد که مامان خِرابه. یا با کمی تردید گاهی فکر می کند باتریش تموم شده

من فکر کنم بنابر تصور ترافامادوری ها این خراب شدن خیلی هم تصویر بدی نیست. شاید من هم بد از این به مرگ بگویم خرابی و به قبرستان  اوراقچی

 

 

 

3 نظر

  1. سحر گفته است :

    راستش آیدا منم از تئوری خرابی خوشم اومد. با مقوله ای که در هرصورت باید کنار بیای دیدگاه بدی هم نیست.

    April 9th, 2012 در 5:27 am

  2. هدیه گفته است :

    جونم به این ایلیای ناز که جاذبه‌های توریستی شهرُ نشونِ ماهی‌ا می‌داده :***

    April 13th, 2012 در 4:06 am

  3. ely گفته است :

    عزیزم یه بوسه گنده از پسرت بجا من بردار.

    April 14th, 2012 در 4:04 am

دیدگاهتان را بنویسید :