خوش‌شانس سال ۲۰۲۱

بعد از اینکه آتش نشانها جنازه بو گرفته خانم تورینی را در کیسه سیاه زیپ‌دار از طبقه چهارم ساختمان بیرون بردند، سرایدار در حال تلاش برای بازکردن پنجره راهرو رو به مامور پلیسی که فرم و خودکار رو به سمتش گرفته بود، زیر ماسک و زیر لب غرید که “همسایه از همسایه خبر نداره. پیرزن ده روزه داره می‌گنده و همسایه‌اش نه تنها متوجه عدم حضورش نشده که حتی از این بوی تعفن هم نفهمیده پیرزن تموم کرده. چه دوران بدی شده. کجا رو باید امضا کنم؟”

همسر سرایدار که هر چند ثانیه یکبار قوطی معطر کرم دست رو می‌برد زیر ماسک و بو می‌کرد با لحنی مشمئز از بو یا شاید از خود من گفت “از کرونا تموم کرده. پیرزن طفلک. شما هم گویا حالتون خوش نیست.” چندتا سرفه خشک کردم و گفتم “منم مبتلا شدم. خفیف” زن سرایدار از در فاصله گرفت. پرسید  “خفیف؟‌ یعنی چه علایمی دارید؟” گفتم سرفه. بدن درد و از دست دادن حس بویایی و چشایی. کرم را بو کرد و ماسکش را فشار داد روی صورتش و گفت. شانس آوردید. خیلی شانس آوردید و رفت دنبال شوهرش که در ورودی راه‌پله‌ها برای مرگ انسانیت و بی‌تفاوتی همسایه نسبت به بوی تعفن گندیدن همسایه‌اش سر تکان می‌داد.

 

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

3 پاسخ به خوش‌شانس سال ۲۰۲۱

  1. ناشناس می‌گوید:

    از سرایدار شانس نیاوردی ولی
    ــــــــ
    از تعمیرکار کولر ولی خیلی شانس آوردم.

  2. ناشناس می‌گوید:

    یک زمانی آرزوم بود شما اسم وبلاگ منو اون کنار وبلاگها بنویسید. اما شماها یک گروهی بودید. کولتر از بقیه ُخارجی و ماها دهاتی بودیم اطراف شما. یادمه یکیتون در گوگل ریدری که شیر شده بود،چون اونجا هم جمع عوام و خواص داشت ، یک عکسی از عده ای دور آتش گذشته بود و نوشته بود ماها باید کشور خودمون رو داشته باشیم ، پیش هم و از دیگران جدا باشیم مثل این جمع دور آتش….. ما هیچوقت نتونستیم خودمون رو جز شما بدونیم. چون شما نمی خواستید. مگر لینک دادن به یک وبلاگ محل دادن به چهار تا وبلاگنویس نه چندان معروف سخت بود. انسانیت چیز پیچیده ای نیست. گاهی اون چیزی که ما از دیگران در ارتباط با خودمون توقع داریم در ارتباط با دیگران دیگه ای رعایت نمی کنیم. به همین سادگی.

    ______
    جریان آتش رو باور کنید اگر یادم بیاد یا اصلا قرار بوده کسی یا کسانی کشوری تشکیل بدهند من رو با خودشون ببرند. من از اولش هم رفیق دوراردور- لانگ دیستنس- همه بودم و اگر کشور خودشون رو هم تشکیل بدهند احتمالا من رو همین جا در کانادا می‌گذارند که زیربرفها فسیل بشم.
    جریان لینک رو ولی اگر انجام ندادم از ناتوانیم در اضافه کردن لینک نبوده؟ روز اول که از بلاگفا اومدم اینجا دوستی که از قضای روزگار پارتنر دوست صمیمیم بود کمکم کرد اینجا رو سرپا کنم همه لینکهای پیاده‌رو اونور رو منتقل کرد اینطرف. بعدتر چندبار بهش ایمیل زدم و خواهش کردم چندتا لینک دیگه هم اضافه کنه. بعد از هم جدا شدند. جدای معمولی هم نه. خیلی بد. من هم انقدر خشمگین بودم که رفیقم رو انقدر آزار داده که همه جا بلاکش کردم بعد خود تو تصور کن آدم بعد این قضایا به طرف ایمیل بزنه بگه اینکه همه جا بلاکت کردم و جلو فلان گالری سلام هم بهت نکردم به کنار، بیا این لینک رو هم بگذار این کنار. یعنی می‌گم اگر در اون دوران بوده ربطی به آتش و اینها نداره. ناتوانی من در اداره کردن اینجاست. الان هم نگرانم اینجا رو بخونه و کل وبلاگ رو منفجر کنه. شک ندارم اگر جای ایمیل انوی در انوی دات کام یک ایمیل دیگه داده بودی اینها رو برات ایمیل میکردم.
    از همه اینها هم که بگذریم وبلاگ هم چیزی ازش نمونده. من موندم و احتمالا اون یکی آیدا. یعنی واقعا چیز مهمی نبود از اولش هم. مثل باقی چیزها. توییتر و اینستاگرام و هرچیزی که الان مهمه. در مورد کول‌تر و باقی هم اجازه بده چیزی نگم. من هیچوقت در مورد هیچکس چیزی فکر نکردم. اون لیست کنار وبلاگم هم از اولش برای این بود که به ترتیب کلیک کنم روش ببینم اونهایی که می‌خوندمشون چیزی نوشتن یا نه. همین.

  3. مهاجر می‌گوید:

    به فرض آدم بخواد از همسایه خبر هم داشته باشه. قدیم که نیست بریم در بزنیم، کوکو سبزی ببریم آشنا بشیم. خود من باشم شک میکنم نکنه طرف حقه باز باشه. الان آپارتمان ما یک رنتاله، تو هر طبقه ۱۰ واحد، من اصلا بیرون ببینمشون نمیفهمم همسایه ن. البته تو کویید اومدیم، همه رو با ماسک دیدم فقط.
    به هر حال، هم فرهنگ هم که نیستیم. هرکی از یک جای دنیا. شاید راه حلی هست؟ مثلا آدم اعلامیه بزنه تو راهرو برای یک دور همی، که بیایید آشنا شیم، به فکر جنازه روی زمین مانده خود باشید. تازه آشنا هم بشیم، یک مدت نباشه، آدم میگه لابد رفته سفر… نمیشه آقا جان، گذشت اون دوره ی طلایی خاله خان باجی بازی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *